الشيخ محمد علي الگرامي القمي

15

درسهائى از علوم قرآن (فارسى)

فاجبته المعشوق گفت : « كجا مىروى و پيش كه مىروى ؟ » در جواب ، يك كلمه گفت : « معشوق . » ، يعنى : اذهب الى المعشوق و اذهب مكان المعشوق . يا شعرى كه دربارهء پيامبر اكرم گفته شده است و احتمالا از زبان ابوطالب باشد . « المرتمى فى دجىّ ، المبتلى بعمى و المشتكى طما و المبتغى دينا يأتون سدّته من كلّ ناحية فيستفيدون من نعمائه عينا » . در اين كلام ، عين را به چهار معنى گرفته . مىگويد : كور پيش پيامبر مىآيد ، بدهكار مىآيد . گرفتار به تاريكى شب مىآيد ، تشنه‌اى كه آب ندارد مىآيد و همه از پيامبر عين مىگيرند . و اين عين در هر كدام به يك معنا است . « 1 » گفتيم كه اين قبيل ، گفته‌هاى گويا بسيار نادر است . به خصوص در كتابهايى كه براى هدايت افكار جامعه نوشته شده است ، پيدا شدن چنين چيزى ، استثنا است . نامناسب بودن بعضى از ترجمه‌هاى قرآن نكته‌اى كه بايد متذكر شد اين است كه ، بعضى از ترجمه‌هاى قرآن نامناسب است ، زبان قرآن زبان عربى است و هيچ يك از اين ترجمه‌ها تاب و توان زبان اصلى قرآن را ندارد و بعضى از اين ترجمه‌ها با معانى قرآن بسيار نامناسب است . حتى بعضى از بزرگان دچار اشتباه مىشوند ؛ مثلا به جاى مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ مىگويند : « ملك يوم الدين » . در حالى كه قرائت صحيحتر و معروف همان « مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ » است . اگر هم قرائت « ملك يوم الدين » درست باشد ، نبايد آن را به معناى پادشاه « 2 » معنا كرد . چون از اين ترجمه به نظر مىآيد كه حكومت خدا هم يك حكومت پادشاهى و سلطنتى است . بعضى از بزرگان در ترجمهء سورهء حمد ، « مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ » را پادشاه روز جزا معنا كرده‌اند . معلوم مىشود كه آنها « مالك » را « ملك » خوانده‌اند و بعد آن

--> ( 1 ) - نسبت به اوّلى به معناى نور ، نسبت به دوّمى به معناى قوهء بينائى ، نسبت به سوّمى معناى آب و نسبت به چهارمى معناى پول مسكوك است . ( 2 ) - ترجمه الهى قمشه‌اى .